چطور یک رابطه سالم بسازیم؟ (ترجمه فارسی Esther Perel)
FULL TRANSCRIPT
تا حالا شده وسط یه رابطهای [موسیقی] یه
دفعهای با خودتون بیاین بعد بگین که من
احساس میکنم که دیگه حس زنده بودن توی
این رابطه رو ندارم. انقدر توی این
روزمرگیهای این رابطه گم شدم که احساس
میکنم دیگه اصلاً خودم نیستم. هاردنرمم
احساس میکنم همچین اتفاقی براش افتاده.
یا اصلاً تا حالا شده توی رابطهای خیانت
ببینین یا خیانت بکنین. بعد [موسیقی] با
خودتون بگین که خب الان داستان چی میشه؟
الان آیا ما باید همین الان تموم کنیم؟ یا
اینکه یه راهی پیدا کنیم یه جوری شاید بشه
ادامه داد یا از همه اینا مهمتر تا حالا
شده که از همون ابتدا اصلاً ندونین که
چطوری وارد رابطه بشین یعنی با خودتون
بگین آقا من نمیدونم اصلاً نمیدونم اما
ابتدا باید چیکار کنم که وارد یک رابطه
بشم و یک رابطه خوب رو بسازم اگر همه اینا
تا حالا براتون اتفاق افتاده اما جواب
درستی دریافت نکردین یه آدمی هست که خیلی
میتونه بهتون کمک کنه و اونم خانم دکتر
استر [موسیقی] پرله استر پرل یه روان
درمانگر بیوژیک آمریکایی که بیش از ۴۰
ساله داره روی روابط عاشقانه کار میکنه و
یکی از معروفترین [موسیقی] متخصصین توی
دنیا تو این حوزهست. ایشون نویسنده کتابای
پرفروش نیویورک تایمز مثل میتینگ ان
[موسیقی] کپتیویتی و استیت آف افرز و
همچنین میزبان پادکست معروفیه که
میلیونها شنونده داره به نام و ش وی بگن.
حالا ما اینجا مجموعهای از مطالعات و
مصاحبههای ایشونو تماشا کردیم و اون
چیزهایی که خودمون یاد گرفتیم رو میخوایم
به زبان ساده برای شما هم تعریف کنیم.
[موسیقی]
اگه اولین بار اینجا هستین اسم من خشایاره
و اینجا منابع معتبر خارجی رو به انگلیسی
مطالعه میکنم و اون چیزایی که خودم یاد
میگیرم رو به زبان ساده به فارسی برای
شما هم تعریف میکنم. چند دقیقه جلوتر توی
این ویدیو من به واضحترین شکل ممکن تمام
اون راه حلها و موضوعاتی که خانم اپریل
راجع بهش صحبت میکنه رو براتون توضیح
میدم. منتها قبلش میخواستم یه خورده راجع
به این بکگراند خانم اپریل بهتون بگم که
اصلاً چرا مهمه و چرا این حرفی که میزنه
میتونه به درد ما بخوره که این چیزایی که
الان میگم رو شما اگر درست درک کنید جلوتر
اون راه حلها که داریم توضیح میدیم اونا
رو بهتر و عمیقتر متوجهش خواهید شد. این
خانم پرل اصارتاً بلژیکی هست و پدر و
مادرش از نجات یافتگان هولوکاست هستن.
پدرش بین تمام خانوادهش تنها نجات یافته
است و مادرش هم همین طوری. و از اونجایی
که اینها یک بار تا مرز مردن رفتن و
دوباره برگشتن اینا یک ویژگی خاصی داشتن
از همون اول به عنوان خانواده و اونم این
بوده که پدر و مادرش میگه خیلی قدر زنده
بودن رو میدونستن یعنی چی میگه پدر و
مادر من از همون اول میدونستن اینکه ما
زنده هستیم و شانس زندگی توی این دنیا رو
داریم این یک امتیازیه که ما داریم و باید
از این تا میتونیم
استفاده کنیم برای اینکه از زندگی لذت
ببریم و اون پتانسیلهای خودمون رو بتونیم
به نهایت خودش برسونیم. بعد میگه اینا
خیلی سعی میکردن که اون رابطه خودشون رو
زنده نگه دارن. بهخصوص حالا تأکید میکنه
که از نظر اروتیک اینا سعی میکردن که پدر
و مادرش با همدیگه
زندگی خیلی اینطوری سرحال و جذاب و خوبی
داشته باشن. میگه از همون اول که من همه
این داستانها رو به عنوان یک بچه
میدیدم، این مدنظرم بود که چقدر مهمه
اینکه شما توی زندگیتون انقدر درگیر این
روزمرگیها نشین که خودتون رو فراموش کنین
و حس زنده بودن داشته باشین. این قضیه تو
ذهن این خانم استرپریل میمونه و سالها
بعد زمانی که شروع میکنه کار خودش رو به
عنوان یک روان درمانگر زوجین که ۴۰ ساله
داره این کارو انجام میده میگه که من
حواسم هست که خیلی از زوجها که میان سراغ
من حس مردن رو توی رابطههای خودشون دارن
تجربه میکنن. یعنی به نوعی یک جوری توی
اون رابطه گیر افتادن و نمیدوننم چیکار
کنن. هم میخوان ادامه بدن هم از یه طرف
دیگه انگار احساس میکنن یه مسیری دارن که
اون فولفیل نشده به اصطلاح کامل نشده یه
مسیر شخصی دارن که اون کامل نشده و اگه از
اون رابطه بیان بیرون شاید بتونن این کارو
انجام بدن بر اساس همه این چیزهایی که توی
این سالها تجربه کرده ایشون د تا کتاب
نوشته یه کتابش راجع به خیانته به نام د
استیت آف افرز که کتاب خیلی متفاوتی هم
هست و اصلاً یک دید خیلی متفاوتی نسبت به
خیانت داره کل حرفش اینه که میگه خیانت ت
خیلی از اون چیزی که ما فکر میکنیم
پیچیدهتره قضیهش و یه کتاب دیگه هم داره
به نام میتینگ این کپتیویتی که این هم
دوباره باز برای زوجین هست و همچنین اینکه
اصلاً چطور یک رابطه درست حسابی بسازیم یه
تتاک خیلی معروفم داره که اگه تو یوتیوب
سرچ کنین اسم خانم استر پرل رو میتونین
پیدا کنین توی دیسکریپشن هم ما میذاریم
با توجه به همه چیزایی که این خانم راجع
بهش نوشته و صحبت کرده ما اون تمهای اصلی
که از این خانم متوجه شدیم رو تو این
ویدیو میخوایم براتون توضیح بدیم. میریم
سراغ اولیش. اولین چیزی که میگه اینه که
میگه ما اصلاً اون نوع رابطهای که توش
هستیم رو اونو نمیشناسیم. نمیدونیم که
با توجه به این شرایطی که داریم وارد چه
نوع رابطهای شدیم یا اصلاً چه نوع
رابطهای رو باید بسازیم. یه جمله به
انگلیسی داره. من میخونم براتون بعد به
فارسی براتون ترجمه میکنن. میگه
میگه بعضی وقتا ما یه رابطه رو با یه آدمی
شروع میکنیم و اون شخصیت خودمون و اون
ارزشهای خودمون و اون داشتههای خودمون
رو با اون آدم آروم آروم میسازیم. میگه
ولی یه وقتایی هست که شخصیت ما آلردی همین
الانش شکل گرفته و ما دنبال کسی هستیم که
این چیزی که ما الان هستیم رو به نوعی
قبول کنه و با ما بیاد ادامه بده با همین
شخصیتی که ما داریم دو نوع شخصیت رو هم
توی رابطهها میاد معرفی میکنه میگه بعضی
از رابطهها رابطههای کورنرستون هستن
رابطههای سنگ بنا هستن حالا این یعنی چی
میگهین رابطههاییه که معمولاً اون اوایل
۲۰ سالگی اتفاق میفته. یعنی مثلاً همون
ترمهای اول دانشگاهه. شما وارد دانشگاه
شدی و همون روزای اول میری و یه آدمی رو
میبینی و با خودت میگی که وای این چقدر
خوبه. من کاش مثلاً با این وارد رابطه بشم
و یک زندگی خوب رو با این بسازم. میری بهش
میگی و اونم قبول میکنه و شما شروع
میکنید از همون ابتدای ۲۰ سالگی با
همدیگه زندگی خودتونو میسازین، شخصیت
خودتونو میسازین، ممکنه مثلاً با همدیگه
خونه بخرین، ماشین بخرین، ممکنه کلی از
نیازهایی که دارین رو با همدیگه پر کنین و
با همدیگه رشد کنین. اینا رابطههاییه که
معمولاً اوایل ۲۰ سالگی اتفاق میفته.
منتها ما یک نوع دیگهای از رابطه داریم و
اون هم رابطههای کپستون هستن. اینا حالا
چین؟ اینا رابطههایین که یه ۱۰ ۱۲ سال
جلوتر اتفاق میفته. یعنی چی؟ یعنی مثلاً
شما ۳۰ سالتونه، ۳۲ سالتونه شخصیتتون همین
الانش تا حدودی شکل گرفته. یعنی حالا
کسایی که حالا سنشون بالاتره میدونن که
من دقیقاً راجع به چی صحبت میکنم. شخصیت
شما شکل گرفته. شما میدونی حدوداً از
زندگی چی میخوای. حدوداً میدونی چی
هستی. یه مسیریو اومدی یه سری چیزا تجربه
کردی خوب بد و حالا شما زمانی که میخوای
وارد رابطه بشی دنبال یه آدمی هستی یه
جورایی همین چیزی که شما تا الان شکل دادی
و هستی رو تأیید کنه. دنبال کسی نیستی که
دوباره از صفر با همدیگه بسازیم. میگه
اینکه شما بدونین که کدوم نوع رابطه رو
دارین واردش میشین و در کدوم استیج از
زندگیتون هستین. این خیلی چیز مهمیه.
مثلاً اگر شما با یه آدمی وارد رابطه میشی
که آلردی بچهها آلردی یعنی همین الانشم
عذرخواهی میکنم. من همه سعی میکنم که از
کلمات انگلیسی کمتر استفاده کنم. ولی آدمی
که همین الانشم شخصیتش تا حدودی شکل گرفته
شما از این نباید خیلی انتظارات رو داشته
باشی. اون آدم هم خودش باید بدونه که وارد
چه نوع رابطهای میشه. از یه طرف دیگه
روابطی که اون روابط سنگ بنا هستن و از
اون ابتدا شکل گرفتن اونها هم
داینامیکشون اصلاً یه شکل دیگهایه و
اینکه ما از همون ابتدا بدونیم که خودمون
وارد چه نوع رابطهای داریم میشیم و
شخصیتمون چهجوریه این خیلی چیز مهمیه و
این دو نوع رابطه رو خانم استر پرل به ما
معرفی میکنه. دومین چیزی که راجع بهش
صحبت میکنه اینه که میگه ما اکثر مواقع
فکر میکنیم که قراره یک رابطه در طول
زندگیمون داشته باشیم و اون یک رابطه رو
برای همیشه خوش و خرم ادامه بدیم یعنی با
یه نفر آشنا بشیم و همون برای ادامهدار
تا انتهای زندگیمون وقتی که بمیریم باشه
بگه منتها قضیه یه خردهای در دنیای واقعی
پیچیدهتر از این حرفاست یه جملهای داره
من میخونم براتون بعد نقل قول میکنم و
تو ریشنشپ
میگه خیلی از ماها در طول این زندگی
بزرگسالیمون د تا سه بار وارد رابطه جدی
یا ازدواج میشیم. گاهی اوقات ممکنه که این
رابطه جدی با ازدواج دوباره با همون یک
آدم باشه. با آدمهای متفاوتی نباشه.
اینکه زمانی که ما وارد رابطه میشیم یه
شخصیتی داریم هرچقدر که جلوتر میریم به
واسطه گذر زمان ممکنه که این شخصیت ما یه
سری تغییراتی توش اتفاق بیفته خیلی هم
طبیعیه اگه همین الان به خودتون نگاه کنین
شما اون آدم ۵ سال پیش نیستین آدم ۵ سال
بعد هم قراره نباشین و این وضعیتی که شما
توش هستین وضعیتیه که خیلی منحصر به فرد
مربوط به همین زمانه حالا اینکه شما این
انتظار رو داشته باشین که آدمی که ۵ سال
پیش وارد رابطه شده دقیقاً همون نیازها رو
داشته باشه، همون خواستهها رو داشته باشه
شخصیتش یکی باشه با آدمی که الان هست به
آدمی که ۵ سال دیگه هست این یک انتظار
نابهجاییه مثالش چی میشه؟ مثالش این میشه
که مثلاً ۲ نفر وارد رابطه میشن در ابتدا
اینا یه چیزو میخوان مثلاً یه رشته دارن
میخونن اون سلایقشون یکیه عقایدشون یکیه
منتها هرچقدر که اینا میرن جلوتر به واسطه
تجربه زیسته خودشون ممکنه مثلاً یه نفر
بگه آقا من میخوام اینور برم یه سری
چیزا رو اینور تجربه کنم یه رشته دیگه یه
کار دیگه یه نفر بگه که آقا من یه طرف
دیگه میخوام برم و رابطه موفقه که انقدر
انعطافپذیر باشه به قول خود این خانم پرل
این جکت رابطه ژاکت رابطه انقدر بزرگ باشه
که آدما بتونن توش حرکت کنن اینور اونور
برن این در این حالته که شما میتونی با
یک آدم ممکنه که روابط دیگهای رو داشته
باشی یعنی چند بار وارد رابطه بشی با یه
آدم ممکنم هست که این اتفاق نیفته و اون
ژاکت رابطه کوچیک باشه و به آدمها اجازه
نده که انعطافپذیر باشن اینکه شما یه
آدمی رو مثلاً ۱۰ سال پیش باهاش آشنا شدی
انتظار داشته باشید که دقیقاً همون شکل
باشه. این ممکنه که انتظار بیجایی باشه و
یه سری نتایج خیلی بد داشته باشه. این
دومین چیزیه که راجع بهش صحبت میکنم. این
نکته بسیار مهم رو هم بهتون بگم که منابع
بیشتر توی کانال تلگرام ما به نام خشایار
تاکس وجود داره. همین یه دونه کانال هم
داریم. لینک این کانال هم توی دیسکریپشن
هست هم توی کامنتها هست و هم به سادگی.
شما اگه وارد تلگرام بشین و خشیار تاکس رو
سرچ کنین میتونین عضو کانال ما بشین.
مورد بعدی بین چیزایی که میگه اونیه که
مورد علاقه خود منه. یعنی از همه بیشتر من
با همین حال کردم. این میگه که ماها بلد
نیستیم که چطور به عنوان زوج با همدیگه
دعوا کنیم. میگه این خیلی مهمه. دعوا کردن
بحثو بگومگو کردن یه قسمت خیلی مهمی از
رابطهست و اینکه اصلاً چطوری بلد باشی که
دعوا کنی خیلی مهمه اگه بلد نباشی که چطور
درست دعوا کنی اون موقعست که واقعاً دعوا
میشه و واقعاً باعث جدایی میشه حالا یه
جمله داره دوباره من میخونم براتون به
انگلیسی به فارسی ترجمه میکنم stand
opposition to reactivity reactivity
enforces the cycle it creates narity
اپس میگه که مهمترین چیزی که باید بدونی
زمانی که وارد رابطه میشی با یه آدم اینه
که زمانی که دعوا اتفاق افتاد شما نباید
تلاش کنی برای اینکه صرفاً برنده اون بحث
باشی یعنی میگه زمانی که دو نفر با هم
دعوا میکنن و دو نفر دارن سعی میکنن که
بگن آها نه حرف من درست بود نه تو اشتباه
داری میگی برنده بحث باشد میگهین خیلی
ساده لوحانهست چون نمیدونن که رابطه توی
اون قضیه داره میبازه یعنی اون شما برنده
میشی خوشحالم هستی میگی آخه من حرفم درست
بود به کرسی نشون دم ولی تو در واقع باختی
چون اون رابطه داره میبازه میگه به جای
این داستان چه کاری باید انجام بدیم میگه
باید سعی کنیم که کنجکاو باشیم یعنی چی
یعنی من حساب کن با پارتنرم دعوا میشه
پارتنرم میاد یه چیزی میگه بعد اون حرفش
از نظر من اشتباست به نظرم خیلی غیرمنطقیه
و اصلاًم درست نیست حالا کاری که من انجام
میدم میگم چیه؟ من باید کنجکاو باشم که
مغز این آدم اصلاً چطور کار کرده که به
این نتیجه رسیده. یعنی چی؟ یعنی زمانی که
ما بحث میکنیم با یه آدم چی رو داریم
میبینیم؟ صرفاً اون نتیجه نهایی رو داریم
میبینیم. اون رزالت اون بازدهو داریم
میبینیم. در صورتی که قبل از اینکه اون
نتیجه اتفاق بیفته یک فرایندی توی مغز اون
آدم اتفاق افتاده که اون نتیجه به قولی
ساطع شده حالا داستان اینه که من باید
کنجکاو باشم که فراآیند مغزی این آدم
اصلاً چطوری بوده یه اپیزودی ما از دکتر
اندر هیبرمنم داخل پرانتز بگم که ترجمه
میکردیم راجع به انواع همدلی یعنی مثلاً
ما به آدمهای دیگه اگر احساس همدلی
میکنیم این عمق همدلی ما چطوری میتونه
میتونه شکل بگیره. یوبرمن توضیح میداد
میگفت که عمق همدلی زمانی میتونه شکل
بگیره که ما کادگنتیو سیمپتی داشته باشیم.
همدلی شناختی داشته باشیم. این همین چیزیه
که خانم پرل راجع بهش صحبت میکنه. یعنی
چی؟ یعنی یه دوست شما یکی از اعضای
خانواده شما میاد یه نظری میده راجع به یه
چیزی و شما انقدر با این آدم وقت گذروندی
که حتی اگر با نظرشم راجع به اون موضوع
مخالف باشی با خودت میگی که ببین من به
نظرم این حرف تو اصلاً حرف درستی نیست ولی
من انقدر تو رو میشناسم که میدونم مغزت
چطور کار کرده که همچین نتیجهگیری داشتی
یک همدلی شناختی با تو دارم و این نیاز به
کنجکاوی داره نیاز به این داره که ما اگر
یک رابطهای برامون ارزشمنده فارغ از
اینکه بخوایم برنده بشیم بخوایم بگیم حرف
من درست بوده تو اشتباه میگی و اینا سعی
کنیم که کنجکاو باشیم و سؤال بپرسیم و
مثلاً طرف میگه که آقا به نظر من این
درسته بگی که ببین آره ولی مثلاً به بگو
که چرا این نتیجهگیریو کردی دلایلت چیه
کنجکاو باشیم راجع به این قضیه و همین
باعث میشه که رابطه ما ادامهدار باشه
میگه س۳ مدلم هستن آدما معمولاً تو رابطه
توی این قضیه میگه گاهی بعضی از روابط
اینطورین که دو طرف کنجکاون و به سمت
همدیگه میان که خب خیلی خوبه گاهی اوقات
دو طرف از همدیگه دور میشن اصلاً کنجکاو
نیستن مثلاً طرف میگه آقا حق با منه اون
میگه حق با منه بعد میگه که مثلاً اوکی
برو دنبال بازیت خداحافظ و سومی زمانی که
یه طرف میخواد حل کنه یه طرف دیگه فاصله
میگیره میگه ولی بدونین که اون کلید اصلی
برای اینکه دعوا درست بتونین انجام بدین
توی رابطه کنجکاویه اینم بگم که میگه که
معمولاً ۲ د تا چیز هستند که جلوی این
کنجکاوی رو میگیرن و بیشتر به این آتش
این دعوا دامن میزنن. حالا اونا چین؟
اولیش کانفرمیشن بایس هست که یعنی چی؟
یعنی ما وارد یک بحثی میشیم و فارغ از
اینکه چه چیزی در اون بحث اتفاق میفته با
این دید واردش میشیم که این اطلاعاتی که
همین الان داریم رو یه جوری کانفرم کنیم
تأییدش کنیم. یعنی من میرم توی بحثی اصلاً
کاری ندارم که تو بحث چه اتفاقی میفته با
خودم اینطوریم که من میرم دلایلی پیدا
میکنم که همین چیزی که الان بهش اعتقاد
دارمو یه جوری تأیید کنه این اولیه و
دومین چیزی که مانع دعوا کردن درست میشه
فاندامنتال اتریبیوشن ارور هست که این
یعنی چی؟ یعنی مثلاً با پارتنر دعوا
میکنی بعد مثلاً این مدلی که ببین تو آدم
سادهای هستی و من آدم پیچیدهای هستم و
تو درک نمیکنی این پیچیدگی من رو توی
رابطه. اگر من یک نظری دارم، اگر یک دلیلی
رو مطرح میکنم به این خاطره که من آدم
پیچیدهایم و یه سری چیزا هست که تو
نمیفهمی اصلاً در کنجکاوی رو میبندی به
سوی طرف نمیفهمی دیگه چیکار کنم و این
باعث میشه دوباره نتونی خوب دعوا کنین پس
تأکید میکنم که اگر میخواین خوب دعوا
کنین باید کنجکاو باشین امیدوارم که تا
اینجای ویدیو براتون مفید بوده باشه من
این فاصله کوتاه رو دارم میدم که بهتون
بگم کار من در اصل آموزش زبان انگلیسیه و
ما اینجا در واقع یک آموزشگاه زبان
انگلیسی هستیم به نام اگزیت وست
اینستیتیوت اگر قصد یادگیری زبان انگلیسی
رو دارین کافیه به پیج کاری ما در
اینستاگرام اگزیت وست اینستیتیوت پیام
بدین و ما اونجا هر کمکی از دستمون بربیاد
براتون انجام میدیم بریم که ادامه این
ویدیو رو تماشا کنیم مورد بعدی که دوباره
از چیزهای مورد علاقه من بود راجع به این
خانم استر پرل راجع به اینه که چطوری
عذرخواهی کنیم اولاً اینو بدونین که اگر
عذرخواهی نمیکنین توی رابطه یه اتفاقی
میفته بعد مثلاً میگه آقا میگذره دیگه
مثلاً یادش میره و این چیزا میگه اون مثل
اینه که شما
یه چیزیو اینطوری زیر فرش میبری آشغالیو
زیر فرش قائم میکنی البته اینو نمیگه من
معادل فارسیسازی شدهش رو میگم بهتون مثل
اینکه آقا یه چیزیو دور نمیندازی یه
آشغالی یه گوشهای قایم میکنی و این کجا
بهتون ضربه میزنه دوباره بعد از مثلاً ۷
ماه دعوای بعدی که اتفاق میفته یه دفعهای
پارتنرتون اون آشغالا رو از زیر فرش بیرون
میاره میگه آ اون قضیه م حواسم بود که تو
عذرخواهی نکردی براش اونم پابرجاست هنوز
فکر نکن فراموش شده بهخصوص اگه پارتنرتون
از این آدما باشه که فراموش نمیکنه واقعاً
کارتون سخت میشه خب حالا یه جمله داره به
انگلیسی من میخونم براتون به فارسی ترجمه
میکنم process
خب حالا میگه چطور عذرخواهی کنیم میگه
عذرخواهی کردن هم یک سری اصولی برای خودش
داره، یه سری قواعدی داره که ما این اصول
و قواعد رو معمولاً درست حسابی
نمیشناسیم. برای همینم اشتباه عذرخواهی
میکنیم و عذرخواهییمون بینتیجهست. حالا
اصول و قواعدش چیه؟ ۳ مرحله اصلی داره.
اول از همه تصدیق احساسات طرفه. یعنی به
زبان ساده بگه آ این احساسی که تو الان
داری بعد از اشتباهی که من کردم این حق
داری این احساس رو داشته باشی. دومی
مسئولیتپذیریه. یعنی چی؟ یعنی بگی که این
اتفاقی افتاده من مسئولیتش رو میپذیرم
اشتباه از من بوده و سومین مرحله که مرحله
آخره عذرخواهیه که خیلی صادقانه باشه یعنی
مثلاً نگی که خب باشه ببخشید خب مثلاً خوب
باشه ببخشید واقعاً به درد کسی نمیخوره
باید اینطوری واقعاً درست حسابی عذرخواهی
کنید و واقعاً این عذرخواهی کردن به نظر
من خیلی چیز مهمیه توی واقعاً زندگی اگر
که این هنر عذرخواهی کردنو بلد باشیم خیلی
میتونه بهمون کمک کنه خیلی برا من مهمه
که شما اینو این قسمتو درست متوجه بشین من
اینو یه بار میخوام دیمونستریت کنم برای
شما میخوام به تصویر بکشم که با توجه به
این چیزهایی که خانم اسر پرل به ما گفتن
عذرخواهی درست چهجوریه چطوری من و شما فکر
کنین با همدیگه توی رابطه هستیم من و
دوربین با همدیگه توی رابطه هستیم و من یه
کار اشتباهی انجام دادم و حالا میخوام از
شما بیام از دوربین میخوام بیام و
عذرخواهی کنم سه مرحلهش اینطوریه که اول
از همه من میام میگم که
ببین من میدونم تو چه حسی داری و حق داری
که همچین حسی داشته باشی کاملاً تو مستحق
این هستی که همچین حسی داشته باشی حق داری
و تقصیر از من بوده
و کاری که من کردم اشتباه بوده و کاری که
میکنم اینه که عذرخواهی میکنم و واقعاً
از قلبم این کارو انجام میدم و امیدوارم
که این قضیه رو بتونیم بهتر کنیم و حل
کنیم و دیگه
اتفاق نیفته خب حالا ممکنه من اینو بگم و
بازم اون طرف مقابل نبخشه یعنی حق داره
میتونه نبخشه اصلاً بگی نه من بگم اینا
رو عذرخواهی بکنم به بگی نه اینجا چیزی که
خانم پرل پیشنهاد میده میگه که یک مسئله
یک پترن دینی رو از کتابها میاد مطرح
میکنه میگه که معمولاً این مدلیه که میگه
شما واقعاً سه بار از صمیم قبل عذرخواهی
کن اگه طرف نپذیرفت دیگه خب کاری نمیتونی
بکنی دیگه سه بار ولی این کارو انجام بده
و تلاش خودت رو بکنه. این نکته رم میگه که
پذیرفتن عذرخواهی با بخشیدن د تا چیز
متفاوته. ممکنه طرف عذرخواهی رو بپذیره که
این میتونه به اون رابطه کمک کنه. منتها
اینکه ببخشه یه چیز فردیه که دیگه با خود
طرفه که اینو بتونه انجام بده یا نه. خب
حالا بریم سراغ بحثهای کانتروورشال.
بحثهای بحث برانگیزه. اینطوری که ممکنه
شما اصلاً موافقش نباشی. نکته بعدی که
خانم پرل توضیح میده اینه که عشق و میل
جنسی میتونن از همدیگه متفاوت باشن و
اینها صرفاً با همدیگه همسو نیستن. یه
جملهای داره میخونم براتون به انگلیسی به
فارسی ترجمه میکنم.
میگه خیلی وقتا مسیر عشق و اون میل جنسی
با همدیگه متفاوتن به این خاطر که عشق
نزدیکی میطلبه. عشق حس اطمینان رو باید
توی خودش داشته باشه. حس اعتماد رو باید
توی خودش داشته باشه. ولی خیلی وقتا اون
ارضا کردن اون تمایلات جنسی ما نیاز داره
که ما وارد یک جهان ناشناختهای بشیم. یک
ریسکی انجام بدیم. یه کاری انجام بدیم که
شاید از یک خطی عبور کردیم. میگه که
اینها گاهی وقتا ۲ تا مسیر از همدیگه جدا
و اینو ما باید درکش کنیم و درک این قضیه
شاید خیلی به این داستان بتونه کمک کنه که
ما روابط خودمون رو بهتر جلو ببریم. میگه
خیلی وقتا اتفاقاً زمانی که ما عشق خیلی
زیادی به یه آدمی داریم این باعث میشه که
ما احساس مسئولیت بکنیم در برابر اون آدم
در برابر اینکه ما چطوری محافظت کنیم ازش
و این احساس مسئولیت به صورت مستقیم ربطی
میتونه نداشته باشه به میل جنسی ما میگه
اتفاقاً یک بار اضافهتری میتونه روی ما
باشه میگه خیلی از آدما هستن توی زندگی ما
تو خانواده ما که عمیقاً از ته دل عاشقشون
هستیم و اینها بیشتر با اون احساس امنیت،
احساس قابل پیشبینی بودن اینها مسئولیت
با اینها در ارتباطه. ولی خیلی وقتا اون
میل جنسی اصلاً یه ور دیگهای اصلاً به
اینا ربطی نداره. میگه خب قاعدتاً همین
موضوع رو ما اگه بشناسیم خیلی وقتها
میتونیم روابط خودمون رو جوری جلو ببریم
و جولی تنظیم کنیم که این بتونه ادامهدار
و پایدارتر باشه. داستان بعدی که راجع بهش
صحبت میکنه که اینو خیلی دوست دارم
نظراتونو بدونم راجع بهش توی کامنتها
بنویسین در مورد خیانته. این خانم اولم
بگم که یک قسمت خیلی مهمی از محتوایی که
تولید میکنه و حرفایی که میزنه در مورد
زوجن در مورد این خیانت هست و کل حرفی هم
که راجع به خیانت میزنه به زبان ساده
اینه میگه خیانت خیلی پیچیدهتره
از اون چیزی که ما معمولاً فکر میکنیم
یعنی معمولاً یکی اگه خیانت میکنه میگیم
آها این آدم بده مثلاً آشغالیه مثلاً این
دیگه به درد نمیخوره میگه منتها در دنیای
واقعی خیانت از این یه خورده پیچیدهتره.
چرا پیچیدهتره؟ میگه چون یه سوء تفاهمی
وجود داره. مثلاً یه آدمی که خیانت میکنه
به پارتنرش ما معمولاً اینطوری در نظر
میگیریم که میگیم آها این احتمالاً اصلاً
پارتنرشو دوست نداره. میگه منتها خیلی
وقتا یه سری روابطی هستن که روابط سالمین.
طرف حاضر هر کاری برای پارتنرش انجام بده
پارتنرشو عاشقشه. منتها بازم میره خیانت
میکنه. میگه دلیلش اینه که اون خیانت
کردن یه حس زنده بودنی به اون طرف میده.
میگه خیلی از موارد زوجهایی که میان پیش
ما تو این پرسشنامهها که خیانت کردن ما
میبینیم زوجهایی اصلاً روابط سالمی با
همدیگه دارن. ولی طرف میگه که من زمانی که
داشتم خیانت میکردم حس زنده بودن داشتم.
احساس میکردم که توی اون رابطه خودم مرده
بودم و این خیانته به خاطر اینکه من وارد
یک سرزمین ناشناختهای شدم. یک شیطنتی
کردم یه خط قرمزیرو رد کردم میگه همین
داستان باعث شده بود که من یک حس زنده
بودنی دوباره داشته باشم
میگه یه جورایی انگار اون خیانتی که میکنن
شبیه پادزریه برای حس مرده بودن توی رابطه
حالا میگه اینکه ما دوباره باز این قضیه
رو بشناسیم و جوری روابطمون رو جلو ببریم
که بتونیم اینو هندل کنیم خیلی چیز مهمیه
یه کتابم داره راجع به این قضیه به نام د
استیت آفرت که حتماً بهتون توصیه میکنم
بخونید هرچند که خیلی محکم و خیلی صریح
این قضیه رو میاد به ما توضیح میده که
وقتی من میگم خیانت خیانت به هیچ عنوان
قابل توجیه نیست میگه که در نهایت شما هر
چقدرم حس زنده بودن میخوای بکنی و بگی
مثلاً چه میدونم من خیلی دوباره احساس
میکنم جوان شدم و این داستانا میگه اون
قراردادی که با پارتنرت بستی از همون اول
یه جور جوری ببند که بتونی اونجوری که
میخوای زندگی کنی یا اگر یه جوری بستی که
دیگه قول دادی که مثلاً با کس دیگهی
نباشی خب همونو برو جلو دیگه اونو میگه
اون اهدر و بستن چیزیه که اشکال کاره مشکل
بعدی که راجع بهش صحبت میکنه ترس از رها
شدنه how close to losing me how to
losing
میگه خیلی وقتا توی روابط
آدمها ترس از رها شدن دارن. معمولاً هر
کاری میکنن که رها نشن. حتی اگر این به
این معنا باشه که خودشونو گم کنن. و
میگهین خیلی داستان مهمیه و خیلیا نسبت
بهش بیتفاوتن. اینکه توی یک رابطه آدمها
باید بتونن که اول از همه اون خودشون
باشن. اون مسیر خودشون رو برن و این
اولویته و خودشون رو گم نکنن برای اینکه
صرفاً طرف مقابلو نگه دارن میگه بعضیامون
بیشتر نیاز به فضا آزادی جدایی داریم
بعضیامون بیشتر نیاز به حفاظت اتصال و با
هم بودن داریم البته معمولاً کسیو پیدا
میکنیم که تمایلاتش با آسیبپذیریهای ما
جور دربیاد میگه پس توی خیلی از رابطهها
یه نفر بیشتر از دست دادن طرف مقابل
میترسه و یه نفر بیشتر از دست دادن خودش
میترسه
یکی بیشتر با ترس رها شدن زندگی میکنه،
یکی بیشتر با ترس خفگی. این معمولاً تو
رابطهها یه نفر هست که بیشتر میاد به سمت
یکی دیگه و یه نفر هست که آقا میترسه که
آقا تو این رابطه یه جورایی گم بشه. یه
جورایی مثلاً احساس میکنه آقا این پارتنر
من داره منو خفه میکنه، داره منو محدود
نگه میداره. من باید خیلی کارای دیگه
انجام بدم. میگه حالا برای اینکه بفهمین
کدوم یکی از اینا هستین میتونین این
چیزایی که میگمو حواستون باشه و در نظر
بگیره. میگه اگه از روا شدن میترسین اینا
رو باید جواب بدین. چند بار چیزی که
واقعاً فکر میکنید رو نمیگید چون
میخواید راضی نگه دارید طرف مقابلو. چند
بار به خاطر اینکه میخواین هماهنگ باشین
یا از تعارض اجتناب کنید حرف نمیزنید یا
چند بار از شریکتون که پای حرفش ایستاده
دلخور میشید. حالا نقطه مقابلش چیه؟ چند
بار نمیتونید راضی بشید چون فکر میکنید
راضی شدن یعنی تسلیم شدن. چند بار فکر
میکنید هر موافقت کوچیک یعنی از دست دادن
بخشی از خودتون و آیا سختگیرانه پای
حرفتون مییستید یا نه؟ میتونین حالا این
سؤا رو جواب بدین و ببینین که کجای این
داستان قرار میگیره. داستان بعدی اینه که
دنبال شریک کامل هستیم. احساس میکنیم که
یک نفری وجود داره که یک ایدآل ایدآالیه
برای ما و دنبال این هستیم که مثلاً یهو
یه جا ببینیمش پیداش کنیم بگیم اه این عجب
این همه مدت این کجا بود؟ چقدر خوبی
چیزایی که من میگمو داره میگه منتها دنیای
واقعی این شکلی نیست و یه جملهای میگه
میخونم براتون به انگلیسی و به فارسی
میگم never before expectation or marage
taken on such epic prop from one person
what
میگه اینطوریه که ما معمولاً یه آدمی پیدا
میکنیم بعد از اون یه سری انتظارات خیلی
عجیب و غریب داریم انتظار داریم دقیقاً
همون مطابق باشه با اون نیازهایی که ما
داریم میگه در صورتی که این مدلی نیست و
خیلی وقتا این کوتاه نگاه اومدنه همون
کنجکاوی کردنه و اینکه اصلاً بدونی یه
رابطه رو میسازی برای خودت کاستومایز با
توجه به نیازهای خودت اینو میای میسازی
این خیلی چیز مهمیه و قرار نیست یه نفررو
پیدا کنی بگی آها این دقیقاً همون چیزایه
که من میخواستم خدا رو شکر خب حالا یه
جمعبندی خیلی مهمی بگم از چیزایی که تا
حالا گفتیم اول از همه رابطه یه چیز زنده
است که باید تحول پیدا کنه سه رابطه یا
ازدواج مختلف تو زندگیتون دارین بعضیاتون
با همون شخص بعضیاتون فقط با همون یه نفر
کنجکاوی کلید هر رابطه خوبیه کنجکاوی در
مقابل واکنش قرار داره تعارض باید توی
روابط باشه سؤال اینه که چطور باهاش
برخورد میکنیم عذرخواهی واقعی شامل تصدیق
مسئولیتپذیری و صداقته عشق و میل جنسی دو
نیاز متفاوت هستند که گاهی در جهتهای
مختلف حرکت میکنن وظیفه اصلی هر رابطه
اینه که چطور به تو نزدیک بشم بدون اینکه
خودم رو گم کنم و چطور به خودم چسبیده
بمونم بدون اینکه تو رو گم کنم و در آخر
این نکته رم بگم که خلاصه کردن هیچوقت
جایگزین خوندن و دیدن ورژن اصلی نمیشه.
منابعی که ما استفاده کردیم توی دیسکریپشن
هست. امیدوارم که ببینین حتماً اونا رو و
کار ما ذاتش معرفیه. یعنی متوجهین یعنی
این خانم که من بهتون این ویدیو رو ساختم
صرفاً میخوام معرفی کنم بهتو. برین و
ویدیو این خانمو ببینیم. کتاباش اینا رو
بخونین. نمیدونم به فارسی ترجمه شده یا
نه ولی بخونین. امیدوارم که براتون مفید
بوده باشه. یک راه رایگان هم وجود داره که
شما از ما و کارمون حمایت کنین و اون هم
به سادگی با لایک کردن، سابسکرایب کردن و
معرفی چنل ما به دوستاتونه.
UNLOCK MORE
Sign up free to access premium features
INTERACTIVE VIEWER
Watch the video with synced subtitles, adjustable overlay, and full playback control.
AI SUMMARY
Get an instant AI-generated summary of the video content, key points, and takeaways.
TRANSLATE
Translate the transcript to 100+ languages with one click. Download in any format.
MIND MAP
Visualize the transcript as an interactive mind map. Understand structure at a glance.
CHAT WITH TRANSCRIPT
Ask questions about the video content. Get answers powered by AI directly from the transcript.
GET MORE FROM YOUR TRANSCRIPTS
Sign up for free and unlock interactive viewer, AI summaries, translations, mind maps, and more. No credit card required.